کد خبر: ۱۳۹۴۱
۰۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
رفت‌وروب مسجد صاحب‌الزمان(عج) در سه‌شنبه‌های خدایی

رفت‌وروب مسجد صاحب‌الزمان(عج) در سه‌شنبه‌های خدایی

قرارشان سه‌شنبه‌های هر هفته، چند ساعت پیش از نماز ظهر روز نظافت مسجد صاحب‌الزمان(عج) است. هیچ اجباری هم برای آمدن در کار نیست. یکی‌دو نفر از خانم‌ها بدون گلایه، از پایه‌های ثابت این کار هستند.

یکی از روز‌های هفته برای بانوان نمازگزار در مسجد صاحب‌الزمان (عج) محله بالاخیابان، روز خدایی است. قرارشان ساده است؛ سه‌شنبه‌های هر هفته، چند ساعت پیش از نماز ظهر. سه‌شنبه‌های خدایی نه روز سفره نذری است و نه مجلس دعا و زیارت. روز نظافت است. پیش از آنکه آفتاب وسط آسمان جا خوش کند، درب مسجد با دست خانم‌های داوطلب باز می‌شود.

هیچ اجباری هم برای آمدن در کار نیست. حتی اگر کسی نیاید هم کار زمین نمی‌ماند. یکی‌دو نفر از خانم‌ها بدون گلایه و خستگی، از پایه‌های ثابت این کار هستند، اما مگر می‌شود خانم‌های دیگر نیایند؟! اینجا بر سر کار‌های نظافت هفتگی مسجد از هم پیشی می‌گیرند.

 

 

دلمان می‌خواهد در این فضا باشیم

صدای جاروبرقی مسجد را پر کرده است. یکی شیشه‌ها را برق می‌اندازد و دیگری حیاط را جارو می‌کشد. در این ساعت از روز، حدود ساعت ۱۰، ورودی مسجد پر از کفش زنانه است. این شکل از همدلی و همکاری خانم‌ها را در بهترین حالت، نزدیک عید در خانه مادربزرگ‌ها می‌بینیم. هرکدام با یک جاروسیخی، یک تکه دستمال و با نیتی که سال‌هاست به زبان نیاورده‌اند، مشغول هستند. با غبارروبی از هر گوشه، مسجد هم جان می‌گیرد.

فضای مسجد پر از نشاط و صدای صلوات است؛ به‌خصوص که به اعیاد شعبانیه نزدیک می‌شویم. زهرا کاهانی که همسایه دیواربه‌دیوار مسجد است، اولین کاری که پس از ورود می‌کند، روشن‌کردن باند صوتی است. این تقاضای خانم‌هاست که از او می‌خواهند حال‌وهوایشان را با دعا و مداحی برای کار گروهی آماده کند.

اقدس افخمی، شصت‌ویک‌ساله و ساکن هاتف، با استقبال از این فضا، می‌گوید: همین‌که در حال خودمان هستیم، خوب است. هر خانمی نظافت یک بخش را انجام می‌دهد. هیچ کاری وظیفه‌ای و دستوری نیست. حتی اگر توان کارکردن نداشته باشیم، دلمان می‌خواهد بیاییم.

هرکدام از خانم‌ها یک‌جور پایشان به روز سه‌شنبه‌های خدایی باز شده است. زهرا کاهانی چهل‌وچهارساله خانه‌شان دیواربه‌دیوار مسجد است. زهرا مذهبی شصت‌وپنج‌ساله نذر گشایش در کاروبار همسرش را داشته است. صدیقه انحایی، ساکن هاتف، بچه‌اش گرفتاری داشته و گفته است اگر برطرف شود، می‌آیم مسجد را تمیز می‌کنم.

یکی‌دو خانم جوان هم دوسه‌باری کمک کرده‌اند و رفته‌اند، ولی بعد با خودشان گفته‌اند چرا بقیه هفته‌ها نباشیم. مثل طاهره نظام‌پرور که از دو سال پیش به این جمع اضافه شده است.

او می‌گوید: من اتفاقی آمدم. دیدم خانم‌ها مشغول نظافت هستند، جوگیر شدم و حسابی تمیز کردم. از آن هفته دیگر نشد نیایم. نیتم سلامتی امام‌زمان (عج) است. به‌علاوه، به‌هم‌ریختگی مسجد به‌علت شلوغ‌بازی بچه‌های خودمان است. پس کار زیادی نمی‌کنیم. اقدس‌خانم افخمی با لبخند اضافه می‌کند: حتی اگر کار خانه خودمان عقب بماند، به خاطر امام‌زمان (عج) می‌آیم؛ برای آن دنیایم؛ برای روزی که تنهاتر از همیشه هستم.

 

رفت‌وروب مسجد صاحب‌الزمان(عج) در سه‌شنبه‌های خدایی

 

برای بیرون‌آمدن از غم‌ها

بعضی خانم‌هایی که آمده‌اند، در زندگی شخصی با مشکلات ریز و درشت درگیرند. یکی از حاج‌خانم‌ها که اثر لرزش‌های بعد از سکته آزرده‌اش کرده است، می‌گوید: یکی از پسرهایم جانباز است و سه فرزندم را در اثر معلولیت در سن‌های مختلف از دست دادم.

تکه دستمال گردگیری را در دستانش جابه‌جا می‌کند و بعد بی‌آنکه مکث کند، ادامه می‌دهد: برای من که دلم پر از غصه است، آمدن به مسجد ساده نبود. شوهرم راضی نبود از خانه بیرون بیایم. بالاخره راضی شد. این یک روز در هفته برای من فقط بیرون‌آمدن از خانه نیست؛ درآمدن از غم‌ها و پناه‌آوردن به مسجد است.

معصومه غدیری، از ساکنان کاشانی، هم می‌گوید: من بعد از نماز مغرب در مسجد چای می‌دهم. با خودم گفتم پس چرا سه‌شنبه‌ها نیایم. گناهانمان می‌ریزد و سبک می‌شویم.

 

رفت‌وروب مسجد صاحب‌الزمان(عج) در سه‌شنبه‌های خدایی

 

رقابت مهربانانه

گاهی سر کار‌ها رقابت می‌شود؛ نه از آن رقابت‌های تلخ. کاهانی می‌گوید: اینجا بین خانم‌ها سر شستن سرویس‌ها دعواست. چون برای زمینی‌ها کار نمی‌کنند، احساس می‌کنند خدا نگاهشان می‌کند که انرژی و وقتشان را چگونه در خانه خدا خرج می‌کنند.

در همان لحظه هیاهویی بین خانم‌ها بلند می‌شود: «جان ما، بذار تمیز کنم.» یکی دیگر می‌خندد و می‌گوید: «نه، نوبت خودمه.» از خانم‌های حاضر در مسجد سؤالی داریم که گویا خیلی برایشان تکراری است. مگر مسجد خادم ندارد؟ چرا شما؟ آنها می‌گویند ما با عشق می‌آییم. ضمن اینکه زهراخانم، خادم مسجد، جوانی‌اش را برای اینجا گذاشته است و این روز‌ها خودش نیاز به کمک دارد.

این یک روز در هفته برای من فقط بیرون‌آمدن از خانه نیست؛ درآمدن از غم‌ها و پناه‌آوردن به مسجد است

کاهانی توضیح می‌دهد: زهراخانم بیست‌سال پیش زمین خورد و دیگر نتوانست کار‌های مسجد را انجام دهد. فرزندی هم ندارد که کمکش کند. از همان موقع برای اینکه در خانه خادم مسجد ماندگار شود، همه اهالی کمک می‌کردیم و بخشی از کار‌های مسجد را انجام می‌دادیم.

خاطرم هست من بچه‌ام را در روروک می‌گذاشتم و برای نظافت مسجد می‌آمدیم؛ بیشتر از هجده‌سال پیش. هر موقع مسجد نیاز به نظافت داشت، یکی نذر می‌کرد و می‌آمد، ولی مثل این روز‌ها اسم و رسمی نداشت. دوسه ماه است به این شکل اجرا می‌کنیم که هفتگی بیاییم.

 

چای پیش از اذان

وقت تنگ است. ساعت به یازده نزدیک می‌شود. سرعت کار بالا می‌رود. آخرین سطل آب در حیاط کوچک مسجد خالی می‌شود. عصمت نورآبادی پنجاه‌وچهارساله، از افراد ثابت سه‌شنبه‌های خدایی، سیم جاروبرقی را جمع می‌کند.

اقدس افخمی با یک سینی استکان و یک قوری چای خانم‌ها را صدا می‌زند. یک لیوان چای مسجد پس از یک روز کار سنگین، حسابی می‌چسبد. هرکدام از خانم‌ها که در روزمره زندگی خودشان از درد پا و کمر یا رنج غصه‌ها گله می‌کنند، حالا مشکلاتشان را فراموش کرده‌اند. مسجد آماده است؛ فرش‌ها صاف و پاکیزه، شیشه‌ها براق و هوا مطبوع.

طاهره نظام‌پرور، یار همیشگی نورآبادی، می‌گوید: وقتی پاکیزگی مسجد را می‌بینیم، کیف می‌کنیم. حال ما مثل حال کسانی است که خانه خودشان را تمیز می‌کنند. یک استکان چای دورهمی خستگی‌مان را به‌در می‌کند.

یکی از خانم‌ها می‌گوید: برای خانه خودم زود خسته می‌شوم، اما اینجا که می‌آیم، انگار جان می‌گیرم. در همین حال یکی از خانم‌ها جمع را به صلوات دعوت می‌کند. خانم‌ها حاجت‌هایشان را ردیف می‌کنند و آمین می‌گویند. در صدر دعاهایشان، برای سلامتی و تعجیل در ظهور امام‌زمان (عج) که نام مبارکشان روی همین مسجد است، دعا می‌کنند.

پس از پایان کار، یکی‌دو جمله هم فرصت بیان دغدغه و درخواست از شهرداری است.

رفت‌وروب مسجد صاحب‌الزمان(عج) در سه‌شنبه‌های خدایی

 

اندوخته ما حس سبکی است

مرضیه عرفانی که به‌تنهایی در آبدارخانه مسجد کار‌ها را ظفت و رفت کرده است، حالا دلش از تفاوت امکانات شهری بین مناطق پر است. او دغدغه خانم‌های بچه‌دار را دارد؛ آن‌هم برای چند ساعتی که مجبورند گاهی بچه‌ها را تنها بگذارند.

عرفانی توضیح می‌دهد: در فضای سبز نزدیک مسجد فقط چند دستگاه ورزشی گذاشته‌اند. مگر بچه‌های ما نیاز به تاب و سرسره ندارند؟ به‌جز آن، آسانسور پل‌هوایی ایستگاه راه‌آهن همیشه مشکل دارد. یک‌بار کار نمی‌کند، یک‌بار کلیدهایش مشکل دارد. پس از شنیدن دغدغه‌های شهری بانوان نمازگزار، خانم‌ها برای رفتن به خانه‌هایشان عجله می‌کنند.

نزدیک وقت اذان است. یک سه‌شنبه خدایی دیگر هم تمام شده است. اندوخته‌ای که از اینجا با آنها می‌رود، حس سبکی است. خانم‌ها می‌خواهند به خانه بروند تا سرووضعشان را مرتب کنند و برای نماز جماعت پاکیزه و مرتب به مسجد برگردند. انگار این نماز بیشتر از هر وقت دیگر به آنها می‌چسبد.

 

* این گزارش پنج‌شنبه ۲ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شماره ۶۲۲ شهرآرامحله منطقه ثامن چاپ شده است.

کلمات کلیدی
آوا و نمــــــای شهر
03:04
03:44